رابطه، سرچشمه دردها و درمان ها - بخش سوم
چرا چنین می شود و چگونه می شود به پیش گیری از این پدیده ی رنج آور مسلط شد آیا فرمولی وجود دارد که اگر گزینش روابط را در چهارچوب آن فرمول نگهداریم خوشبختی تضمین شده باشد؟ یا اینکه رابطه موجودی است زنده که دائماً در حال تغییر است و ما باید راه سازگاری با تغییرات دائمی را بیاموزیم؟
آینده ی ازدواج چه خواهد شد؟ اگر امروز 67 درصد ازدواج ها در شهرهای بزرگ به طلاق می رسد و فردا این آمار می تواند بیشتر هم بشود، آیا ازدواج و نهاد تشکیل خانواده در همین مُدل امروزی باقی خواهد ماند؟ یا طرحی نو باید انداخت؟
این سئوالات را متخصیص روانشناسی و پژوهشگران مسائل بشری پیوسته طرح و دنبال کرده اند، اگر چه آمار بریدگی های عاطفی و جدائی نیز پیوسته رو به افزایش است ولی تلاش در راه شناسائی عوامل تخریبی در روابط انسانی بی ثمر نبوده و نخواهد بود.
بحث این ماه را از مطالعات گاتمن و آپارتمانهای عشق آغاز می کنم. جان گاتمن که یکی از برجسته ترین پژوهشگران مسائل زناشوئی است کار خود را از بیمارستان مخصوص سربازان از جنگ ویتنام برگشته در سان دیاگو V.A. Hsopital آغاز کرد و با گروهی از همکاران و دانشجویان خود به بررسی روابط معیوب در خانواده ی سربازان جنگ دیده پرداخت.
او رفته رفته میدان مطالعات خود را به زناشوئی های عادی که با مشکلات ارتباطی دست و پنجه نرم می کنند کشاند و دست یافت های علمی خود را در چند کتاب که معروفترین آنها Relationship Cure که به فارسی رابطه و درمان آن ترجمه شده به رشته ی تحریر در آورد. اگر خلاصه ای از این کتاب را بخواهم در اختیار شما قرار بدهم، باید از اینجا شروع کنم که: گاتمن ابتدا از طریق مصاحبه و تست ها و آزمون های طراحی شده، زن و شوهر ها را به دو دسته ی «راضی و خوشبخت» و «ناراضی و ناخشنود» تقسیم کرد. سپس با کمک دانشگاه «سیاتل»، آپارتمانهایی را در نظر گرفتند که از هر دو دسته زن و شوهر ها خواسته می شد آخر هفته ی خود را در این آپارتمانها بگذرانند. بجز اطاق خواب و دستشوئی که خصوصی تلقی می شد، بقیه این آپارتمان با دوربین و صدا برداری مجهز بود و از طریق آینه های یک طرفه مورد مشاهده پژوهشگران آموزش دیده قرار می گرفت.
همه ی رفتارها و واکنش های زن و شوهرها ثبت و ضبط می شد و از طریق کد گذاری به کیفیت های قابل اندازه گیری تبدیل می گردید تا بصورت پژوهشی عینی و علمی قابل نتیجه گیری باشد.
در طول مدت، متد تحقیق، گزینش زوج ها و استخراج های آماری تمام اصول یک پژوهش علمی رعایت شده بود.
بقول خود «جان گاتمن»، Gottman با اینهمه پیش بینی های دقیق بدنبال دست آوردهای بسیار پیچیده و دور از ذهن می گشتیم. اما مهم ترین نتیجه ی بدست آمده خیلی ساده تر از آن بود که ما تصور می کردیم. شاخص ترین دست آورد این پژوهش این بود که:
مهمترین فرق بین زوج های خوشبخت و راضی و زوج های ناراضی و ناخشنود در این است که دسته ی اول به خواسته های یکدیگر حساس و متوجه هستند و دسته ی دوم بی تفاوت و بی توجه.
از تجزیه و تحلیل یافته های علمی این پژوهش سه شیوه مهم واکنش به خواسته های طرف مقابل رابطه بدست آمد.
1- حساس و متوجه و اهمیت گذار.
2- بی تفاوت غیر حساس و غیرمتوجه.
3- عصبانی و ستیزه گر به خواسته های طرف مقابل.
برای توصیف بهتر این سه واکنش چند مثال می زنم که به تحقیق گاتمن مربوط نیست و محصول تجربیات بالینی خود من در سی سال کار درمانی است.
در نمونه ی اول: حساس، متوجه و اهمیت گذار
نازیلا و نادر سه سال است که ازدواج کرده اند. هر دو تحصیل کرده و در حرفه ی خود موفق هستند. گرفتاریهای آنها بیش از هر چیز مربوط به حجم کار و استرس شغلی است. نازیلا ساعت 30/7 شب به خانه می آید و می بیند که نادر جلوی تلویزیون در لباس راحت دراز کشیده. او به طعنه می گوید لابد میز شام را هم قرار است من آماده کنم؟
نادر به سمت نازیلا می آید و می گوید: حتماً خسته ای و دوست داری من در تهیه شام به تو کمک کنم؟ برو لباس راحت بپوش و فقط به من بگو برای شام چکار کنم. نازیلا تشکر می کند و از پله ها بالا می رود.
در نمونه دوّم: بی تفاوت و غیر حساس.
نازیلا از در می آید، ساعت هفت و نیم شب است، نادر در لباس راحت جلوی تلویزیون دراز کشیده. نازیا با طعنه می گوید: لابد میز شام را هم قرار است من آماده کنم. نادر کانال تلویزیون را عوض می کند و هیچ واکنشی به نازیلا نشان نمی دهد.
نازیلا با صدایی بلندتر می گوید: نادر من آمدم، نادر می گوید حتماً روز خوبی هم نداشتی که اینقدر بداخلاقی. نادر از جا حرکت نمی کند و مشغول عوض کردن کانال هاست.
نازیلا عصبانی تر از پله ها بالا می رود و زیر لب هم غُرغُر کنان از روزگار شکوه دارد.
نمونه سوم: عصبانی و ستیزه گر و معترض به خواسته های طرف مقابل. نازیلا از در می آید با همان صحنه ی قبلی روبروست. نادر روی مبل با لباس راحت دراز کشیده و نازیلا می گوید: لابد شام شب و میز چیدن هم وظیفه ی من است. نادر با اعتراض می گوید: ببخشید از راه نرسیده غُرغُر تو شروع شد. مگه مجبورت کرده اند که کار کنی؟ نازیلا می گوید کار می کنم و شش مان گرو نُه ماست وای اگر کار نمی کردم.
نادر می گوید: پولی که تو در می آوری خرج قِر و فِر ترا هم تأمین نمی کند.
نازیلا می گوید: زنها شانس دارند. هیچ کاری نمی کنند، شوهرشان هم اینقدر زبان درازی نمی کند.
نادر با صدایی عصبانی تر می گوید: باید از آن شوهر ها انتخاب می کردی، حالا هم اگر ناراضی هستی در باز است و جاده دراز.
نازیلا می گوید: به درس خواندن نیست، آدم بی تربیت همیشه بی ادبی می کند،
نادر: به خدا خانه بدون تو بهشت است و تو که می آیی جهنم.
نازیلا: مجبور نیستی در این جهنم بمانی.
نادر: در فکر این هستم که راه بهتری برای زندگی پیدا کنم.
نازیلا: عصبانی از پله ها بالا می رود و نادر می گوید: از روز اول می دانستم با یک دختر لوس و خودخواه زندگی ام را گره زدم. صدای بلند کوبیدن در و آغاز جدا سری.
گاتمن اعتقاد دارد که ناکامی در بیان و فهمیده شدن خواسته، آغاز یک فاجعه ی ارتباطی است. منظور از این بیان این نیست که باید همه خواسته های ما در زندگی زناشویی بر آورده شود.
بلکه مقصود این است که خواسته های ما حداقل باید شنیده شود و با اهمیت جلوه کند. توان ما در برخورد با محرومیت در خواسته هایمان به مراتب بیشتر است وقتی که ما و خواسته های ما را می فهمند، ولی برآورزه نمی کنند. چیزی که بتدریج سرخوردگی و يأس و جُدا سری بوجود می آورد، تاختن به خواسته های ما و یا ندیده گرفتن آن است.
در این مورد یک مثال ساده ی دیگر می آوردم:
سیما از میهمانی دوستش برگشته و به علی می گوید: شوهر گلی یک کیف شانل برای تولدش خریده بود که حداقل شش هفت هزار دلار است. آخرین مدل شانل است. علی که پای میز کامپیوتر نشسته است می تواند به سه مدل فوق واکنش نشان بدهد:
1- حساس و متوجه: علی از پای کامپیوتر بلند می شود، به سیما نزدیک شده می گوید: دوست داشتی من هم می توانستم از این هدیه ها بتو بدهم. سیما می گوید منظورم این نبود. علی جواب می دهد بسیار طبیعی است که زنان جوان و زیبا مثل تو از اشیاء لوکس خوششان بیاید. منهم دوست دارم روزی توان این کارها را داشته باشم. سیما، علی را می بوسد و می گوید، عوضش من مهربان ترین مرد دنیا را در کنارم دارم.
مُدل دوم: بی تفاوت و غیر حساس:
سیما می گوید گلی کیف شانل آخرین مُدل هدیه گرفته.
علی بی تفاوت می پرسد برای شام چه داریم. سیما می گوید حرف منو نشنیدی علی جواب می دهد از این مزحرف گویی ها حالم بهم می خورد. سیما می گوید حسودی می کنی که یک مردی اینقدر سلیقه دارد و زنش را دوست دارد؟
علی سکوت می کند و سیگاری روشن کرده به حیاط می رود.
مُدل سوم: اعتراض و حمله به خواسته ی طرف مقابل.
سیما می گوید گلی کیف شانل آخرین مُدل هدیه گرفته.
علی میگوید برای زنی مثل گلی آنهم کم است. سیما ناراحت می گوید منظورت اینست که من لیافت هدیه گران ندارم. علی می گوید خودت معنا کن.
سیما عصبانی می گوید نه لیاقت من مطرح نیست شعور تو اشکال دارد.
علی می گوید دهان منو باز نکن.
سیما عصبانی با لا می رود و گفتگو قطع می شود.
تیجه گیری مختصر ما اینکه شیوه ی برخورد با خواسته های طرف مقابل نقش بسیار مهمی در احساس خوشبختی و رضامند ما دارد. در اینجا می خواهم به خواننده این مقاله پیشنهاد کنم از طرف مقابل خود بخواهد که لیستی از خواسته های خود را به روی کاغذ آورده و بشما بدهد. شما نیز چنین کاری را با او بکنید.
برآوردن این خواسته آنقدر مهم نیست که شیوه ی برخورد با آنها مهم است.
آیا می توانیدبه خود آموزش بدهید که بر خواسته های طرف مقابل نتازید و برعکس با حساسیت به آنها توجه کنید؟
تا ماه دیگر شما را به خدای بزرگ می سپارم.