رابطه سرچشمه دردها و درمانها -۵

رابطه سرچشمه دردها و درمانها -۵

چه نزدیکست جان تو به جانم/

که هر چیزی که اندیشی بدانم/

ضمیر همدگر، دانند یاران/

نباشم یار صادق گر ندانم  /

«مولانا»/

 

مقدمه:  از چند ماه پیش نوشتاری را با عنوان (رابطه سرچشمه ی دردها و درمانها) آغاز کردیم.  رابطه ای که درمانگر است،  رابطه ی صمیمانه است.  رابطه ای که شعر فوق ویژگی های آنرا توصیف می کند.  رابطه صمیمانه فقط در دو جان شفاف و برخورد دو خویشتن واقعی ایجاد می گردد.  باندازه ی نا خالصی هر یک از این دو جان رابطه نا خالص می شود و دیگر به جائی میرسد که بقول معروف:

 «دل من ز غصه خون است   دل تو خبر ندارد»

هم بستری های بیگانه، دوستی های بی محتوی، رفاقت های نا امن عشق های بی دوام، و خانواده های پریشان و از هم گسسته، از محصولات ارتباطات خویشتن کاذب یا نمایشگری های ارتباطی است.

ادامه نوشته

رابطه، سرچشمه دردها و درمان ها - بخش چهارم

رابطه، سرچشمه دردها و درمان ها - بخش چهارم

دکتر نهضت فرنودی

مقدمه:

اگر بخواهم نوشتار ماه قبل را جهت یادآوری در چند جمله خلاصه کنم، باین شکل در می آید که بزرگترین تفاوت بین زوج های موفق و خوشبخت با زوج هایی که دیر یا زود روابط شان به بن بست می رسد و از دو راه جدایی و طلاق یا بیگانه زیستی زیر یک سقف، یکی را انتخاب می کنند در شیوه ی برخورد با خواسته ها و نیازهای طرفین است.

جان گاتمن سه شیوه ی رایج را که اولی اهمیت گذار و حساس به نیازهای همسر، دومی بی تفاوت و بی توجه و بالاخره سومی تازنده و ستیزه گر با خواسته های طرف مقابل را بر شمرد.  و بر اساس تحقیقات دقیق علمی، مدعی شد، زوجهایی که به خواسته های یکدیگر اهمیت می دهند، حتی اگر آن خواسته ها را برآورده نکنند، شانس خوبی برای دوام زناشوئی خود دارند.

در این ماه به بحث درباره بخشی دیگر از یافته های دکتر گاتمن که مفید بحال همگان است می پردازیم.


ادامه نوشته

رابطه، سرچشمه دردها و درمان ها - بخش سوم

مقدمه:

ماه گذشته از دلبستگی های امن بعنوان عنصری تعادل بخش در زندگی عاطفی و بدنبال آن حتی در زندگی جسمانی و سلامتی انسان سخن گفتیم.  نیاز به دلبستگی و دلبندی را از ویژگی های تکامل مغز انسان  بر شمردیم و سخن باینجا کشید که مغز انسانی  ما بخصوص با رشد و تکاملی که در بخش پیشانی بدست آورده، موجودی شده متفاوت از انواع دیگر پستانداران و از مهم ترین شاخصه های این تفاوت، نیاز به وصلت های حسی-عاطفی و تجربه ی عاشقانه است.  

در این ماه سخن ما سمت و سوئی دیگر می گزیند.  و به سراغ روابطی می رویم که نه فقط تعادل بخش حیات روانی و جسمانی ما نیستند، بلکه سرچشمه ی عمیق ترین دردهای ما نیز می شوند.  روابطی که کیفیت زندگی را چنان از ما می گیرند که در آرزوی لحظات تنها، روزشماری می کنیم.  بهترین نشانه ی این ناجوری های ارتباطی، آمار طلاق و کودکان آسیب دیده از روابط معیوب والدین است.

ادامه نوشته

رابطه سرچشمه ی دردها و درمان ها - بخش دوم

مقدمه:

فروید در کتاب «مطالبی تازه در روانکاوی» از خصومت اولیه ی انسان ها نسبت به یگدیگر سخن به میان می آورد و می گوید: «فرهنگ و تمدن با تمام نیروهای ممکن به سد راه غرایز پرخاشجویانه ی انسان می پردازد و تأکید می کند که همسایه ی خود را مانند خود دوست بدار.  در حالی که تاریخ و گذشته ی انسان نشان می دهد که این امر ممکن نیست.  علت این مسئله این است که دوست داشتن دیگران با طبیعت انسانی در اصل سازگار نیست.  فروید بسیار تحت تأثیر نظریه ی تکاملی داروین بود، لذا فرضیه ی خود درباره ی انسان و رفتارهای او را با این نوید آغاز کرد که:

انسان، چیزی نیست مگر فرآورده ی یک تکامل اتفاقی.  موجود زنده حاصل تأثیر نیروهای کیهانی عالم هستی بر مواد غیر آلی هستند که بتدریج مراحل و سیر تکاملی را طی کرده است و در میان موجودات زنده، انسان نیز حیوانی است مثل سایر حیوانات که «در سیر تحول فرهنگی خود، در میان سلسله ی حیوانی، نسبت به آفریده های دیگر، وضیعتی چیره کسب کرده است.  چنین موجودی جز ارضای نیازهای غریزی خود به چیزی دل سپرده نیست. 

ادامه نوشته

رابطه سرچشمه ی دردها و درمان ها

مقدمه:

در سه ماه آخر سال 2011 کلاسهای آموزشی من در موسسه فرهنگی ابن سینا از استقبال چشم گیری برخوردار بود.  گاه جا برای نشستن دوستان شرکت کننده پیدا نمی شد.  این کلاس در اولین جلسه در مرکز پژوهشی یک استاد دانشگاه تشکیل شد که فقط 150 نفر ظرفیت داشت وتعداد جمعیت شرکت کننده سبب شد که ناچار محل کنفرانس را تغییر بدهیم.

برای خود من جالب بود که علت این استقبال همگانی را شناسائی کنم.  زیرا ما که نه تبلیغاتی کرده بودیم و نه بوق و کرنای رادیویی و تلویزیونی هر روزه در اختیار داشتیم و نه قدرت هزینه های تبلیغاتی.  کلاس ها رایگان است و کسی پولی نمی گیرد که  خرج تبلیغات کند.  بهترین راه پی بردن به علت این استقبال، مراجعه به خود شرکت کنندگان بود. 

ادامه نوشته

روانشناسی منطق الطّیر عطار- بخش پایانی

اگر خوانندگان عزیز بیاد داشته باشند، در آخرین بخش منتشر شده، دوست جوانی سئوال کرده بود حکمت های کهن خوابیده در متون عرفانی و ادبی جهان دیروز، چه نوع کارآیی در دنیای شتابزده و پر تنش و چالش امروزی ما دارد.

و آموزه های حافظ و مولانا و عطار، چه باری از دوش پر از بار ما جوانان رانده شده از فرهنگ مادری بر می دارد که در تلاش رسیدن به قطار سریع السیر عصر اینترنت هستیم، و راز بقاء ما نیز به سازگاری با این محیط و خواسته هایش بستگی دارد؟

ماه گذشته من بجای پاسخ مستقیم به این سئوال بسیار بجا و فکورانه، ابتداء خلاصه و چکیده ی منطق الطیر عطار را در یک مقاله برای وضوح بیشتر توضیحات این شماره، باستحصار رساندم.  و حالا نوبت به پاسخ مستقیم به سئوال این جوان خوش فکر است.

پاسخ باین سئوال احتیاج به تفاهم بر سر چند مقوله ذهنی و پیش فرضی دارد، که یک به یک مطرح می کنیم.

ابتدا اینکه ما باید در مورد نیاز انسان و انواع و چگونگی این نیازها، ذهنیت روشنی داشته باشیم.

ادامه نوشته

پلی بین روانشناسی غرب و عرفان شرق - تحلیلی از منطق الطیر عطار - بخش6

مقدمه:  در چند ماه گذشته، بخش های مختلفی از کتاب منطق الطیر عطار یا کنفرانس مرغان را با همه مرور کردیم و موازنه سازیهای بنده را بعنوان رواشناسی که تحصیل کرده ی غرب است و با معیار های حرفه ای به التیام بخشی دردهای روانی و عاطفی می پردازد.  اما فرصت و شانس این را داشته که با ذخائر فلسفی و عرفانی شرق نیز خرده آشنایی داشته باشد. مشاهده کردید.

 

از وادی طلب و عشق و معرفت عبور کردیم و سر آن داریم که در این بخش به وادی استغناء بپردازیم، اما یک نامه رسیده از سوی جوانی بسیار مشتاق و خوش ذوق مرا بر آن داشت که در این بخش به گونه ای مستقیم تر به برداشت روانکاوانه ی کتاب منطق الطیر بپردازم. 

ادامه نوشته

پلی میان روانشناسی غرب و عرفان شرق - بخش 5

ماه قبل اگر خوانندگان بخاطر داشته باشید درباره وادی نخست یعنی وادی طلب سخن گفتیم و ویژگیهای این وادی را بیان داشتیم و اشاره کردیم که در وادی طلب، دل استحاله می یابد و دگرگون می شود و زمینه برای ظهور وادی بعد که وادی عشق است فراهم می گردد.  

یکی از موازنه سازیهای بسیار جالبی که در چند سال  گذشته دل مشغولی نویسنده بوده است مسئله رشد و تحول «دل» که نه در عرفان شرق و نه در روانشناسی غرب به مفهوم ساده این عضو گوشتی که آنرا قلب می نامیم گفته نمی شود.

کما این که وقتی درزبان  انگلیسی می گویند ?Don't  you  have  heart  منظور شان این نیست که تو قلب نداری.  چون انسان بی قلب که وجود ندارد، بلکه منظور اینستکه  «مگر دل نداری؟»  و جالب است در ادبیات ما اکثر لغاتی که بیانگر حالات آدمی است یا پیش وند و یا پسوند دل دارد.  بعنوان مثال دل رحم، دل سوز، دلگیر، دلواپس، سنگ دل، دل شوره، دلداده، بیدل، دلبر، خوشدل و روشن دل.

ادامه نوشته

منطق الطیر عطار: روانشناسی عرفانی

مقدمه:

در بخش گذشته به پاره ای از وجوه اشتراک و افتراق روانکاوی غرب و عرفان شرق اشاره کردیم.

سپس به معرفی کتاب منطق الطیر عطار که به انگلیسی آنرا  «کنفرانس پرندگان» میگویند پرداختیم.

اشاره کردیم که در این کتاب بخش هایی از وجود انسان هر یک بصورت پرنده ای از ضعف و قدرت خود  سخن می گویند و هُدهُد مرغ روشن دل  راهبر  که نمایندگی خویشتن به کمال رسیده را دارد راه سعادت را به مرغان نشان می دهد و هر یک از مرغان  با بهانه ای که می آورند میخواهند از دشواری راه پیش رو فرار کنند. هُدهُد با هریک به گفتگو می نشیند و در این گفتگوها، حکمت های رستگارانه نهفته است.  حالا بعد از بلبل و طوطی و طاووس و بط یا مرغ آبی، نوبت به «سعوه» می رسد.

ادامه نوشته

هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم «مولوی»

مقدمه: 

در چند مقاله گذشته، روانشناسی غرب و عرفان شرق را قابل قیاس و موازنه سازی معرفی کردیم که البته از دو شیوه ی متفاوت به سیستم انسان سازی و رهایی از رنج و رسیدن به آرامش دست یافته اند و وعده کردیم که به معرفی منطق الطیر عطار که از  متون منظم و سیستماتیک خودشناسی است بپردازیم،  که چنین خواهیم کرد.  ولی ذکر مقدمه ای که مفهوم سلامت روان و رستگاری انسان را که نهایتاً منجر به آرامش «دل» می شود، نیز قدری موشکافی کند ضروری می نماید.  

ادامه نوشته

روانشناسی اخلاق 2

مقدمه:
در بخش قبل موضوع اخلاق را از دیدگاه های متفاوت مورد بررسی قرار دادیم و قرار بر این شد که در بخش دوم این نوشتار که هم اکنون پیش روی شماست نگاه «ارسطو» را در مبحث اخلاق که یکی از پُرنفوذترین دیدگاههای فلسفی، چه در مغرب زمین و چه در شرق بوده است بطور خیلی خلاصه با هم مرور کنیم و بخصوص به مقایسه ی بخش هایی از نظریه ی او که امروزه در میدان عصب شناسی رفتار به تجربه ی علمی کشیده شده است به پردازیم. 

ادامه نوشته

روانشناسی رشد اخلاق و نقش اخلاق در روابط انسانی 1

مقدمه: در لغت نامه ی دهخدا «اخلاق» اینگونه معنا شده است:
علم اخلاق عبارتست از علم معاشرت با خَلق و آن از اقسام حکمت عملیه است و آنرا تهذب اخلاق و حکمت خُلقیه نیز نامند.
امیر نیک آئین در مقاله ی «اتیک» یا علم اخلاق می نویسد:  اخلاق بر خلاف سیاست و حقوق، پدیده ای نیست که در مرحله ی معین تکامل اجتماع و هم زمان با وجود طبقات بوجود آید.  موازین و معیارهای اخلاقی از جانب قوانین مصوب دولت ها حمایت نمی شود، بلکه نیروی افکار عمومی، نیروی سنت ها و آداب جاریه و عادت عمومی و قدرت تربیت از آنها نگاهداری می کند و ا حترام به آنها بر شالوده وجدان شخصی و خواست عامه و تأثیر افکار عمومی استوار است.
ادامه نوشته

دلبستگی های امن یا وصال عاطفی - ۶

برای یک لحظه مُجسم کنید که در رابطه ای قرار دارید که در آن هم دلی وجود ندارد. رابطه ای که طرف انتظار دارد شما همیشه سر حال، پر انرژی، شوخ و سرخوش باشید و خشم و ناراحتی یا افسردگی و سکوت شما نشانه ای از ضعف یا بیماری روحی و حداقل منفی گرائی شما تلقی شود.


مقدمه:  بخش گذشته پس از تحلیل روانکاوانه ی قضیه زال و سیمرغ از کتاب شاهنامه که خوشبختانه مورد توجه بسیاری از شما عزیزان قرار گرفته بود با جمله ی پایانی آن مطلب نوشتار امروز را آغاز می کنم:

ادامه نوشته

دلبستگی های امن یا وصال عاطفی 5

جهت یادآوری مختصر و اتحــاد ذهنی با مطالب قبلی، بخش کوتـاهی از مقــاله قبل را تکـــرار می کنم و سپس به ادامه مطلب میرسیم.

در بخش چهارم این نوشتار از «Main» نقل قول کردیم که تمایل بیولوژیک انسان برای دلبستگی و وابستگی، نوعی پیروی از قانون تنازع بقاست و بهمین دلیل است که کودک حتی به مادری که سوء رفتار دارد و با او خشونت می ورزد، می آویزد و وابستگی پیدا می کند، ولی نوع وابستگی به دلبستگی های امن منجر نمی شود و کودک به مادر نوع دلبستگی اضطرابی که سیستم بیولوژیک ترس را نیز فعال می کند، پیدا می کند.
ادامه نوشته

نقش دلبستگی های امن در روابط زناشوئی بخش چهارم: وصال عاطفی

مقدمه:  در چند بخش گذشته از تئوری های دلبستگی و انواع دلبستگی و دلبندی که به نتیجه ی پژوهش های «بولُبی» و خانم «ایزنورث» و پی گیران بعدی آنها بوده است، سخن گفتیم.  نقش مهم تجربیات عاطفی کودک در زندگی بزرگسالی را نیز مطرح نمودیم.
اینکه چگونه چسبندگی های کودک واره، در رابطه ی سالم کودک و والدین تبدیل به بلوغ عاطفی و همبستگی های سلامت می شود، هم در متن مقالات ماههای قبل آمده و هم ادامه خواهد داشت.
اینکه چه می شود تا اضطراب جدائی و لذا چسبندگی پر از بیم و هراس در کودک، تبدیل به نوعی وصال امن عاطفی می شود، خود حدیث درازی است بس شیرین.

ادامه نوشته

نقش دلبستگی های امن در روابط زناشوئی - بخش سوم

بخش قبل با خلاصه ای از نظریه ی «بول بی»  روانکاو و نظریه ی پرداز انگلیسی که برای اولین بار مفهوم دلبستگی را بعنوان یکی از شاخصه های مهم در حیات روانی انسان و سلامت روحی او مطرح کرد آشنا شدید.
وعده بر این بود که در این ماه از دومین نفر مؤثر در مطالعات این مطلب اثر گذار در سلامت روان و لذا سلامت رابطه ی انسان با دیگران است، با شما سخن بگویم.
دومین نفر از پیشگامان این رشته خانم«مری اینزوُرت» است که در سال 1913 متولد و در سال 1999 درگذشت.

ادامه نوشته

زیر بنای روانی در زناشوئی های سالم بخش دوم

مقدمه:  همانگونه که در بخش گذشته اشاره شد، زناشوئی یعنی رابطه ای نزدیک، دائمی، همه جانبه و قانون مند بین دو انسان بزرگسال.  اگر چه مدل زناشوئی و تشکیل خانواده در طول قرنهای متمادی تاریخ زندگی مدنی انسان تغییرات چندانی نکرده است، ولی با آمار طلاق و به بن بست رسیدن های روابط زناشوئی در دنیای امروز، گویا ما چاره ای نداریم جز اینکه با دقت تمام به نارسائی های این رابطه ی تاریخ مند در زندگی انسان متمدن نگاه کنیم و عوامل و عناصر مخرب را بازشناسی نمائیم.  مادامی که انسان مدل دیگری برای ارتباط و تشکیل خانواده، جایگزین این طرح قدیمی نکرده است و راه تداوم نسل و تشکیل خانواده، ازدواج می باشد، برای کم کردن از آمار شکست، باید به بازبینی، بازسازی و نوآوری در روابط زناشوئی بپردازیم.

ادامه نوشته

«انسان آینه تمام نمای کائنات است»

هیوبرت ریوز «Revse» فیزیک دان کانادائی  در کتاب صبوری در سپهر لاجوردی ترجمه علی اصغر سعیدی جدولی از عناصر عالم ارائه داده است که بین عناصر عالم و بدن انسان همانندی بی مانندی وجود دارد.90٪ از اتم های عالم ئیدروژن است.  اکسیژن، کلسیم، ازت، فسفر، سدیم، مگنزیم و پتاسیم نیز در بدن انسان و عالم هستی مشترک است.  هیدروژن که 90٪ عالم را تشکیل می دهد 63٪ بدن انسان را تشکیل داده است.

تنها عنصری که در عالم 9٪ وجود دارد و در انسان اصلاً وجود ندارد «هیلیوم» است.

ادامه نوشته

روانشناسی عشق و دیدگاه استاد عشق مولانا

عشاق سخت نیازمند پیوند عواطف با معشوق هستند.
بدون این ارتباط عاشق شدیداً احساس اضطراب، التهاب، و پوچی و بی ارزشی می کند.  گوئی که بخش اصلی وجود گم شده است.  جواب و خبری مثبت از معشوق باعث شادی و وجد می شود و بی خبری و سردی او آشفتگی و پریشانی بوجود می آورد.  نیاز مبرم عاشق برای پیوند معشوق، شوری نیرومند ایجاد می کند که انرژی فوق العاده را سبب می گردد و در اوج آن عشق مرز بین خویشتن و دیگری از بین می رود و تجربه ی «مائی» یا usnessپیوند عاطفی را به اوج خود می رساند.
عشاق به چنین لحظه و رابطه ای سخت اُنس می گیرند و وابسته می شوند.  همانطور که آنتونی شکسبیر به کلوپاترا می گوید: «قلب من مال توست و سکان آن به نخی آویخته است».
ادامه نوشته

روانشناسی غرب و عرفان شرق

• اگر چه روانشناسی علمی به شیوه ی علوم تجربی و روشهای عینی به مطالعه ی انسان پرداخته است، ولی مطالعه ی انسان سابقه ای بس طولانی تر در عرفان شرق دارد که یافته های آن قابل قیاس با علمی حدوداً 150 ساله نیست.

• انسان و طبیعت انسان آنگونه است که شیوه های تجربه گرایانه و جزء نگر، قادر به درک و فهم این کلّ بسیار پیچیده نیست.

•رشد و تحول انسان از دیدگاه رشد و بلوغ عاطفی، هم در روانشناسی و هم در عرفان، مراحلی دارد، بیماری دارد، سلامتی دارد، بلوغ و تکاملی دارد.

ادامه نوشته

وجوه اشتراک بلوغ عاطفی در روانشناسی و عرفان

مقدمه:   درماه گذشته نوشتار را با این جملات به پایان بردیم که:  «مولانا ریشه ی آگاهی را در رابطه ی میان دو ذره و قابلیت ذاتی آنها در پیوستن به یکدیگر می داند.  این همان پیوستگی «کوانتومی» موجود در سطح«دی. ان. ای» است که امروز به نیروی اساسی حیات معروف است.
در اینجا مایلم جدولی را پیش روی شما بگذارم که توضیح مربوط به آنرا به نوشتار ماه آینده وا میگذارم».  ماه آینده ی موعود فرا رسیده و این مقاله به توضیح این جدول خواهد نشست.

ادامه نوشته

روابط عمیق و با دوام چگونه بوجود می آید؟

شاید بهترین راه برای رسیدن به یک جواب عملی و ریشه دار در وجود ما، نوعی درون نگری و تعمق در روابط واقعی زندگی خودمان باشد.  شاید اگر با کمی تمرکز و رها سازی احساس از اسارت وقایع روزمره باین سئوال مهم پاسخ بدهیم که عمیق ترین رابطه ی ما با چه کسی بوده و چرا؟ نشانه ها و علائم مهمی برایمان کشف و آشکار شود.

سپس سئوال خوب دیگر این است که چرا و با کدام ویژگی ها، این رابطه ی بخصوص عمق و دوام بیشتری پیدا کرده است؟
ادامه نوشته

انسان و رابطه

انسان و رابطه
دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی

کلاس های پاییز ما در دانشگاه ارواین که به همت انجمن دانشجویان ایرانی این دانشگاه و به صورت رایگان ارایه شد، انسان و رابطه را مورد مطالعه قرار داد.
در سال های اخیر دست اندرکاران خدمات بهداشت روان متوجه اند که مسئله پیشگیری و آموزش عموم در زمینه های مختلف روانشناسی سهم بزرگی در پیشگیری از ظهور و یا وخیم تر شدن مشکلات عاطفی-روانی دارد.
البته تردیدی نیست که این آموزش ها باید جنبه علمی داشته باشد نه جنبه تجارتی و هدفش بالا بردن آگاهی و توان بخشی روانی باشد، نه ایجاد ترس و تشویش.
مسئولیت بزرگی بر عهده روانشناسان مجاز و مدرسین آگاه است که اصول صحیح بهداشت روان و شیوه های سازگاری مؤثر در بحران را از طریق توان بخشی روانی به جامعه بیاموزند.
ادامه نوشته

زیر بنای روانی زناشوئی های سالم

تا قبل از سال های 1980 بیشتر مطالعات بر محور این باور دور میزد که شخصیت انسان در پنج سال اول عمر شکل می گیرد و این سازمان نسبتاً ثابت تا پایان عمر همراه اوست.  اما مطالعات سه دهه ی اخیر در این باور تجدید نظر جدی کرده است.  تحقیقات عصب شناسی رفتار، نقش تجربیات تصحیحی مانند روان درمانی و ارتباطات توأم با هم حسی را در سامان بخشیدن های نوین میان  ارتباطات سلول های مغزی و لذا تغییر رفتار را اثبات کرده است.  (مطالعات دانیل سی گال - الن شور، و دیانا فوشه)
لذا علم رفتار شناسی و روان شناختی امروز بر سه عامل تفاوتهای فردی که انسان با آن به دنیا می آید یا همان لوح ژنتیکی از یکسو، کیفیت  تجربیات عاطفی-حسی-ارتباطی کودک با محیط خود از دیگر سو تأکید دارد.  و علاوه بر این دو عامل به عنصر دیگری بنام ذهن  که از تعامل و داد و ستد دو عنصر اولیه بوجود می آید، ولی خود نیز بصورت عنصر مهمی در فرم بخشیدن به هیأت روانی انسان و رفتارهای او در می آید، توجه دارد.
ادامه نوشته

آبرو و آبرو داری - رذیلت فرهنگی یا فضیلت اخلاقی؟

دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی

برای درک مفهوم دقیق «آبرو» چاره ای نداشتم جز اینکه به لغت نامه ی دهخدا مراجعه کنم.  آنچه در ذیل می خوانید از  مندرجات دهخدا درباره ی «آبرو» است:
«آبرو» یعنی: اعتبار، جاه، شرف، ارج، ناموس، قدر
«آبرو خواه» یعنی: شریف، آنکه از زوال آبروی خویش می هراسد.
«آبرودار» یعنی: صاحب آبرو، ارجمند و با مناعت.

ادامه نوشته

زن خوب، فرمانبر، پارسا،نسلی رو به انقراض

دکتر نهضت فرنودی

• طرحی نو باید در انداخت
• از خواب خرگوشی باید پرید
• چشم ها را باید شست
• جور دیگر باید دید
• رابطه را باید با واژه های امروزی معنا کرد
• باید ازاهالی امروز بود و با افق های باز نسبت داشت
• تحولات دنیای امروز را باید جدی گرفت
•آن ممه را لولو برد و دیگر بر نمی گرداند
• از خواب خرگوشی باید پرید«زندگی چیزی نیست
که سر طاقچه عادت
از یاد من و تو برود
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.»
سهراب سپهری
ادامه نوشته

ابزار کمکی در روزگاران سخت

دکتر نهضت فرنودی

مقدمه:   روانشناسان که بحران های اقتصادی گذشته را مطالعه کرده اند، برای کمک به مردم آمریکا، بهترین شیوه های گذر از بحران را با شما در میان می گذارند.
اینکه در رکود های اقتصادی چه اتفاق می افتد؟  و اینکه بهترین شکل گذر از این بحرانها چیست؟

از ماه سپتامبر تا کنون صدها و هزارها آمریکایی، پس انداز، بازنشستگی، شغل و حتی خانه های خود را از دست داده اند.  این حقایق دردناک و اثرات آن بر سلامت روان افراد موضوعی نیست که بشود مورد اغماض قرار گیرد.
لذا روانشناسان و پژوهشگران به رَه یافت هایی اشاره می کنند که می تواند از شدت اثرات منفی این پدیده بکاهد.

ادامه نوشته

ویژگی های عصبی ـ روانی انسان مقاوم

دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی

غم ز دل هرچه بریزد یا برد
بی گمان آن چیز بهتر آورد
روزگار سخت همیشه و برای همگان میتواند پیش بیاید و بدنبال سختی، غم نیز معمولاً ظاهر می شود.  تغییر، بخصوص اگر ما به آنچه که داریم سخت وابسته باشیم، هم دشوار است و هم اثرگذار.
اما چه کسانی از این بحرانها بیرون می آیند و قوی تر و پر صلابت تر به زندگی ادامه می دهند؟
شاید پاره ای از سطحی نگرهای ظاهراً جستجوگر که فقط آئین گفتگوگری، آنهم از نوع پُر ادعا و بی محتوای آنرا می دانند، خیلی راحت به برخی از باورهای فرهنگی ما به چشم تحقیر نگاه می کنند و آنرا نشانه نادانی و ناتوانی و نیازمندی می دانند و مباحثی مانند قناعت، بی نیازی، صبر و شکیبائی، آبرو داری و تحمل را به تمسخر می کشند و فکر می کنند که راه نجات مردم سرزمین ما، چوب حراج زدن و پاکسازی از این مزخرفات است.

ادامه نوشته

رابطه علم و دین

دکتر نهضت فرنودی

روح و بدن و ارتباط این دو
فیلسوفان الهی از دیر باز با تکیه بر روی صفات و خواصی که در انسان ها هست ولی در ماده مطلق نیست. برای انسانها جنبه ای غیر مادی اثبات کردند. عنوان این جنبه غیر مادی در میان فیلسوفان یونان«نفس ناطقه» بوده است. صفات ماده را امتداد، بعد، زمانی بودن، تغیر، قسمت پذیر بودن، اشغال مکان و ... می دانستند. در برابر صفاتی مانند خود آگاهی، شعور، حافظه، ثبات،بی نیازی به بُعد و زمان و مکان...
ادامه نوشته

بُت و بُت پرست، دو جلوه از حقارت نفس

دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی


بگذارید بحث امروز را با قصه ای دیگر از افسانه های باستانی یا اسطوره های یونانی آغاز کنم.

قصه «کاساندرا» Cassandra.
او دختر «پریام»، پادشاه «تراوا» ‌Terava است که بنا بر افسانه ها و اساطیر «آپولو» Appollo خدای خدایان به او دل می بندد، و برای جلب عشق و مهر او هدیه ای را به او پیشکش می کند.این هدیه قدرت پیش بینی حوادث آینده است. اما «کاساندرا» که گویی دل در گرو مهر دیگری دارد، به عشق «آپولو» پاسخی نمی دهد. خدای خدایان سخت خشمگین می شود و از هدیه ای که به «کاساندرا» داده پشیمان. اما چون در مرام خدایان نیست که هدیه خود را پس بگیرند، بر دیگران مقرر می کند که هرگز کسی پیش بینی های کاساندرا را باور نکند. از آن پس «کاساندرا» وقایع آینده را می بیند و هنگامی که وقایع خونین و بدخیم هستند فریاد می زند، لیکن مردم، به سخنانش توجهی نمی کنند و باور ندارند.

ادامه نوشته